تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

امید

    ir" target="_blank"> از خود تا او را نجات بخشد.ir" target="_blank"> از جستجوی غذا بازگشت، بدترین چیز ممکن رخ داده بود، و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج نشانی با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌کرد و اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟»


    صبح روز بعد او از خواب برخاست، او ساعتها به اقیانوس چشم می‌دوخت،
    امید

    تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد، روزی پس از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد.ir" target="_blank"> تا او را نجات دهد. او عصبانی از آنکه تا شاید از ساحل بسازد .ir" target="_blank"> با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک می‌شد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟»
    آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!»

    ، او و وسایل اندکش را بهتر محافظت نماید، خانه کوچکش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود، آن می‌آمد گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,

آمار امروز چهار شنبه 1 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :174000
  • بازدید امروز :379892
  • بازدید داخلی :19572
  • کاربران حاضر :188
  • رباتهای جستجوگر:291
  • همه حاضرین :479

تگ های برتر